تبليغاتX
عکس و مطلب های زیبا

من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست

روی آن با قلم سبز بهار می نویسم:بر درش برگ گلی می کوبم 

"خانه ی دوستی ما اینجاست "تا که دیگر نپرسد سهراب خانه دوست کجاست؟

************

                      روز مهر و دوستی مبارک                                    

                       ***********

 

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 13:50 |

به خدا حافظي تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتي و دلم ثانيه اي بند نشد
لب تو ميوه ي ممنوع ولي لب هايم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد
با چراغي همه جا گشتم و گشتم در شهر
هيچ کس، هيچ کس اينجا به تو مانند نشد
هر کسي در دل من جاي خودش را دارد
جانشين تو در اين سينه خداوند، نشد
خواستند از تو بگويند شبي شاعر ها
عاقبت با قلم شرم نوشتند ،نشد .

+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 20:38 |

سرمشق های آب ،بابا، یادمان رفت

رسم نوشتن با قلمها یادمان رفت

 

گل کردن لبخند های همکلاسی

در یک نگاه ساده حتی یادمان رفت

 

ترس از معلم ٬ حل تمرین٬ پای تخته

آن روزها ی بی کلک را یادمان رفت

 

راه فرار از مشق های زنگ اول

ای وای ننوشتم آقا ،یادمان رفت

 

آن روزها را آنقدر شوخی گرفتیم

جدیت تصمیم كبری یادمان رفت

 

شعر خدای مهربان را حفظ کردیم

یادش بخیر، اما خدا را یاد مان رفت!

 

در گوشمان خواندند رسم آدمیت

آن حرفها را زود اما یادمان رفت!

 

فردا چه کاره می شوی ٬موضوع انشاء

ساده نوشتیم، آنقدر تا یادمان رفت

 

دیروز تکلیف آب، بابا بود و خط خورد...

تکلیف فردا، نان و بابا، یادمان هست؟

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 20:12 |
رشتیه زنش بچه دار میشه سر در خونشون می نویسه با تشکر از اهالی محل !!!

رشتیه زنش بچه دار نمی شده سر در خونشون می نویسه هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندیم!!!!

میدونی شباهت ترک با ا.س.پ.ر.م چیه؟ از هر 1000 تا شون یکی آدم میشه!!!!

دستانم را بر کمرت حلقه میزنم  لبانم را بر لبانت می گذارم و از عصاره ی وجودت می مکم و با تمام وجود فریاد می زنم دوستت دارم شیشه نوشابه!!!!

لره رو می خواستن شکنجه بدن می ندازنش تو یک اتاق دایره ای  بهش می گن برو یه گوشه بشین!!!!

ترکه بچه اش بعد از عید فطر به دنیا میاد اسمشو می زاره پستفطرت!!!!

زن باید مثل اسب نجیب  مثل آهو خوشگل و مثل سگ وفادار باشه  مرد خر باشه کافی !!!!!

شباهت زن دوم با انرژی هسته ای ؟

۱) هر دو حق مسلم ماست

۲) مخفیانه باید انجام شود

۳) مواقع ضروری استفاده می شود

۴) وقتی لو رفت جنگ می شود

اگر بهت تجاوز شد با ۱۱۰ اگه درد داشت با  ۱۱۵ اگه ناراضی بودی با ۱۹۷ اگه سرزش داشت با ۱۲۵ و اگه  خواستی تکرار بشه با همین شماره تماس بگیر !!!

۱ بار سیخ می کنی . ۱ بار چوب میکنی . ۱ با میری جلو . ۱بار میری عقب . ۱ بار راستش میکنی .  ۱ بار توف میکنی . ۱ بار ولش میکنی . آخه این چه مدل مویی برای خودت درست می کنی!!

ترکه میره آزمایشگاه با پرستار دعواش می شه میگه : انم بدید برم !!!!

 ختنه چیست ؟ نوعی کلاه برداری اسلامی با نیت خیر !!

دوست دارم بخورمت نه بخاطر اینکه بگم خوشمزه ای به خاطر اینکه بگم تو زندگی یه گوهی خوردم!!!

۳ کار غیر ممکن : شالیکاری در قزوین . تشخیص هویت در رشت . آدم شناسی در اردبیل!!!

+ نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 14:19 |

سلام به تمامی مخاطبان وبلاگ من از تمامی شما به خاطر اینکه نتوانستم شما در این مدت شاد کنم معذرت می خوام

حالا دوباره برگشتم تا شما رو شاد کنم 

+ نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 21:19 |
 

از ترکه می پرسن سخت ترین کار چیه؟ میگه نمک تو نمکدون ریختن، چون سوراخ هاش خیلی ریزه!
 

ترکه  به پسرش شک می کنه، بهش می گه: ها کن ببینم. پسرش ها می کنه. ترکه می زنه تو گوشش می گه: کره خر! دختر
بازی می کنی؟
 

ترکه  از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. حیف نون می گه: آخی! مریض بودی؟
 

هنگام نوشيدن آب سه تا بسم الله بگوييد. زيرا در آب سه تا جن وجود دارد: دوتا هيدروجن و یک اوکسي جن!

به ترکه ميگن اگه سردت باشه جه كار مي كني؟ ميگه نزديك بخاري مي نشينم. ميگن اگه خيلي سردت باشه چه كار مي كني؟ ميگه به بخاري مي چسبم. ميگن اگه خيلي خيلي سردت باشه چكار مي كني؟ ميگه معلومه ديگه! بخاري رو روشن مي كنم!

یک مهندس مکانیک با یک مهندس کشاورزی ازدواج می کنه. بچشون تراکتور می شه!
 

به ترکه  ميگن: يه ميوه خوشمزه، آبدار و شيرين نام ببر.
ميگه: خيار!
بهش ميگن: خيار كجاش آبدار و شيرينه؟
ترکه  ميگه: با چايي شيرين بخور، نظرت عوض ميشه!
 

مي دوني چيني ها به دوقلو چي ميگن؟ اين چون اون، اون چون اين!
 

اگه گفتی
Love is Your Face یعنی چی؟
یعنی جمالتو عشقه
!
 

مي دوني نصف النهار چيه؟ شامي است كه از نهار باقي مانده.
 
به ترکه ميگن شنيديم آدم شدي! حیف نون ميگه: نامردا شايعه كردن!
 

می دونی فرق پیردختر با پیرپسر چیه؟
اولی موفق نشده ازدواج کنه.
دومی موفق شده ازدواج
نکنه!
 

ترکه  دکتر می شه، به مریضش قرص می ده می گه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن!
 
گوسفنده مشما مي خوره، شير پاكتي توليد مي كنه!

آبشار رژیم می گیره، تف می شه!
 

اصفهانیه به بچه اش میگه: اگه همه نمره هات بیست بشه می برمت پارک تا بستنی خوردن بچه های دیگرو ببینی
 

حیف نون ميره خواستگاری. ازش می پرسن چه كاره ای؟ روش نميشه بگه قصاب، ميگه لوازم يدكي گوسفند دارم!

عروسی  وارد يك مجلس می شه،
مادرشوهر مي گه: صلی علي محمد ... دشمن جونم اومد.
عروس مي گه: عقرب زير قالي ... خواستي پسر نياري!

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 21:16 |

روزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت،
شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت.

فارسه مي خواست گردو بشکنه، گردو رو ميذاره زير پاش، بعد با چکش مي زنه تو سر خودش

!!!

يه روز به خره مي گن: گوش هات چه قدر درازه،
خره مي گه: آخه هر خوشگلي يک عيبي داره!

 

تركه مي ميره جوكها تموم ميشن!!!

 

يک روز يک آفتاب پرست ميره روي يک جعبه مدادرنگي هنگ مي کنه

 

يه روز يه فارسه به يه تركه مي گه شنيدم تركا به خر مي گن داداش . تركه مي گه آره داداش

.

اصفهونيه پيتزا مي خوره، معده ش تعجب مي کنه.

 

يه قورباغه قرص انرژي زا مي خوره، کرال پشت مي ره!!!

 

يه روز يه تركه اي مي ره بالاي كوه يه دفعه رعد و برق مي زنه تركه با تعجب مي گه آخ جون خدا از من عكس يادگاري انداخت

 

  1. يه روز يه تركه رييس صدا و سيما ميشه وسط اذان پيام بازرگاني پخش
  2. ميكنهميدوني فرق  آلت خر با اتوبوس دو طبقه چيه؟!...نه؟! پس بپا اشتباه سوار نشي!

 

  1. پرايده داشته از بغل فلكس قورباغه ايه رد ميشده، ازش ميپرسه: داداش، چشمات چرا زده از حدقه بيرون؟! فلكسه ميگه: اگه موتور تورم درمياوردن ميچپوندن به ماتحتت، چشمات ميزد از حدقه بيرون!!

 

  1. رشتيه مياد خونه، ميبينه زنش لخت رو تخت خوابيده. ميگه: خانم جان، باز تو چرا لختي؟! زنش ميگه: آخه لباس ندارم! رشتيه شاكي ميشه، ميره در كمد رو باز ميكنه، شروع ميكنه شمردنه لباسا: اين يك پيرهن... اين دوتا... اين سه تا...اصغرآقا برو اونور...اين چهار تا... اين پنج تا!

 

  1. زن اصفهانيه داشته تو حياط خونه با بچش بازي مي‌كرده، هي مينداختتش بالا ميگرفتتش،‌ مي‌گفته: اين دودول چند تومنس؟! اين دودول ده تومنس...اين دودول صد تومنس! درهمين حين يك جاهله داشته از اونجاها رد ميشده، از تو كوچه داد ميزنه: آبجي شوما كه قيمت دستتونس، بيا يك نگاه به مال ما بكن ببين چند ميارزه!!!

 

 

  1. تركه نشسته بوده تو قهوه‌خونه داشته چايي ميخورده، يهو ميبينه يك مگسي پرواز كنان از لاي روپوش خانم ميز روبرويي وارد مركز ثقل زنه ميشه! بعد يك مدت ازونجا درمياد صاف مياد ميفته تو چايي تركه! تركه خيلي شاكي ميشه،‌ داد ميزنه: پدر سگ مادر ق--ح--ب--ه! ك---س‌تو يجا ديگه مي‌كني، غسل‌تو توي چايي ما؟!

 

  1. عربه ميخواسته بره دوبي، موقع تفتيش تو فرودگاه دست مامور گمرگ ميخوره به كيرش. يارو اهل بخيه بوده فكر ميكنه عربه داره دلار خارج ميكنه، ميگه بگذار يوخده تيغش بزنيم. يك چشمك به عربه ميزنه، ميگه: حاج آقا، عرضه؟! عربه ميگه: نه ولك، طوله!!!

 

  1. دختره تو مهدكودك از خانوم مربيش ميپرسه: خانوم محمدي، دختر هيجده ساله بچه دار ميشه؟! مربيه ميگه: آره. دختره هم سرشو تكون ميده ميره پي بازيش. بعد از ده دقيقه دوباره مياد ميپرسه: دختر چهارده ساله چي؟! معلمه تعجب ميكنه ميگه: آره شايد بشه، واسه چي ميپرسي؟ دختره ميگه: همينجوري، و ميره پي بازيش. يك ربع بعد دوباره برميگرده، ميپرسه: بچه پنج ساله چي، بچه دار ميشه؟! معلمه كف ميكنه، ميگه: نه عزيزمن، تو اصلاٌ با اين حرفها چيكار داري؟! يهو يكي از پسرا از عقب داد ميزنه: ديدي بچه ننه! نگفتم خطري نداره؟!

 

  1. تهرانيه و تركه و رشتيه داشتن در باره دختراشون با هم حرف ميزدن، تهرانيه ميگه:‌ من دو هفته پيش تو جيب دخترم سيگار پيدا كردم، تا اون موقع اصلاً خبر نداشتم كه دخترم سيگار ميكشه. رشتيه ميگه:‌ اي بابا! من اون هفته توكيف دخترم قوطي ودكا پيدا كردم! تا اون موقع اصلاً نميدونستم كه دخترم عرق ميخوره!! تركه ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست! من ديشب تو كيف دخترم كاپوت مصرف شده پيدا كردم! تا اون موقع اصلاً نميدونستم كه دخترم ك--ي---ر داره!

 

  1. جاهله داشته از خيابون رد ميشده، يهو پاش پيچ ميخوره ميفته رو يك زنه، همونجا دراز به دراز ولو ميشه. زنه هي تقلا ميكنه از زيرش بياد بيرون، زورش نميرسه، جيغ ميزنه: پاشو مرتيكه نكبت، هيكلت رو از رو من جمع كن! جاهله هم ميگه: نميشه آبجي، تا پليس نياد كروكي بكشه، من تكون نميخورم!

 

  1. از تركه ميپرسن: نظرت در باره دوران نامزدي چيه؟ ميگه:‌ اي بابا! مثل اينه كه بابات برات دوچرخه بخره ولي نگذاره سوارش بشي!
  2.  يه نفر ميره قزوين وقتي وارد مي شه رو تابلوي ورودي نوشته شده بود شرت آهني موجود است. وقتي از قزوين بر مي گرده رو تابلو نوشته بودن آهن پاره مي خريم.

 

  1. ترکه ميره کولر بخره بهش ميگن: آبي باشه يا گازي ؟ ميگه : رنگش زياد مهم نيست !!!
  2. يه بار يه اقايي ميره ساندويچي.يارو ميگه بپيچم ميگه نه مستقيم برو

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 20:6 |

رشتي نصفه شب بلند ميشه آب مي خوره ميگه: سلام بر حسين يه نفر از زير تخت ميگه : سلام عباس آقا

 

احمدی نژاد به 3 دلیل می خواد اسم ایران رو عوض کنه: 1. ایران اسم زنه 2. عراق بهش تجاوز کرده 3. امریکا بهش نظر داره!!!!

 

دوست رشتیه بهش می گه چه بچه خوشگلی داری - می گه حالا یک کاری برای ما کردی هی منت بذار!!!

 

تركه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ تركه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما !!!

 

بسیجی موبایلشو میزاره رو پیغام گیر می گه لطفا پس از شنیدن دعا ی کمیل پیغام خود را بگذا رید!!!

 

خيلي بي كاري!!!!!! ببينم تو درس نداري ؟ كارو زندگي نداري؟؟؟؟ خواب و خوراك نداري؟؟ كه 24 ساعت تو قلب مني.....  

رشتيه ميره كلاس غيرت . شب زنش پاميشه بره دستشويي رشتيه ميگه كجا ميري زنه ميگه دارم ميرم دستشويي رشتيه ميگه بشين خودم ميرم!!!

 

چشمهاي تو مثل درياست... اجازه ميدي جورابامو توش بشورم؟

 

بسيجيه عاشق يه دختر ميشه شماره تلفن مسجد رو بهش مي ده!!!

 

ميدوني رشتيا به بچه اول چي ميگن؟مرحمتي دوستان !به بچه دوم چطور؟ دوستان ما رو شرمنده کردن!به بچه سوم؟ دوستان ديگه شورشو در آوردن

 

چي كار كردي كه اين همه طرفدار پيدا كردي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هر جاي  شهر كه  ميري يكي يه تابلو دستشه كه اسمه تو روشه : ((( گوسفند زنده)))

يه تركه مست مي‌كنه و ميگه: ولم كنين، ميخوام برم شورت زنم رو در بيارم! بهش ميگن: حالا چرا مال زنتو؟ ميگه: آخه كشش كمرم رو اذيت مي‌كنه

+ نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه چهارم آبان 1386 و ساعت 14:58 |

علت ديوانگي 

 

زن از شوهرش مي پرسه: اگه من مردم تو چکار مي کني؟ مرد با حالت رومانتيکي مي گه : هيچي ديوونه مي شم. زن مي گه : نه بابا مطمئنم که يه زن ديگه ميگيري. مرد مي گه : نه بابا ديگه اينقدر ديوونه نمي شم!!! 

روزگار 

 

روزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت، شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت. 

صندوق صدقات 

 

یکی پول مي اندازه صندوق صدقات. مياد ازخيابون رد بشه ماشين بش ميزنه . ميره دم صندوق مي ايستدهر كي مي خواسته پول بندازه ميگه اقا ننداز من امتحان كردم خرابه!!!!!!!!!! 

ترکه داشته تو خيابون قدم ميزده ، يه الاغ مي افته دنبالش . به الاغه ميگه تو کي هستي افتادي دنبالم ؟ الاغه ميگه : هاااااااا ! من وجدانت بيدم

----------------------------------------------

وقتي به دنيا آمدم درون گوشم اذان گفتند وقتي مي ميرم برايم نماز مي خوانند.زندگي چقدر کوتاه است فاصله ي اذان تا نماز

--------------------------------------

من غمگين بودم که چرا کفش نداشتم،اتفاقا مردي را ديدم که پا نداشت

--------------------------------------

فرشته از سنگ ميپرسه چرا از خدا نميخواي که تورو انسان کنه؟؟؟سنگ ميگه هنوز اونقدر سخت نشدم که انسان بشم!!!!!

--------------------------------------

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 و ساعت 10:15 |

ترکه زنش رو طلاق ميده همه بهش ميگن : بابا , طلا خانوم كه زن خوبي بود چرا طلاقش دادي ؟ تركه با عصبانيت ميگه : غلط كرده . تازه فهميدم كه چقدر عوضي بود . ديروز بازار بودم همه ميگفتن : طلا كشيده پائين !

یه روز يه ترکه همشهريه دست و پا ميزنه و ميگه :بربري بدين ... بربري بدين... . ميارن بهش ميدن ميخوره ميگه : آخيش! اب تو گلوم گير كرده بود

از ترکه ميپرسن cd دختر شوکتو ديدي؟ميگه نه!!وقتي خودش تکذيب ميکنه /ديگه چيو ببينم؟!!!!!!!

رشتیه مي ره سربازي برمي گرده باباش مي گه پسرم برات زن گرفتيم اينم بچه ت

یه نفر تو قرعه كشي بانك شركت مي كنه برنده 6 ماه زندان ميشه

مي دونيد چرا حوا خوشبخت بوده؟ براي اين که شوهرش آدم بوده.

فلسفه تيم ايران : 11 نفر وارد زمين ميشوند - علي دايي که هيچ - حالا تيم ايران 10 نفره است - نصرتي هم که مهاجم حريف است - تيم شد 9 نفر - يکي هم بايد مواظب نصرتي باشد - حالا شد 8 نفر - از اين 8 نفر کريمي و مهدوي کيا و زندي مصدوم هستند - حالا شد 5 نفر از اين 5 نفر ميرزاپور ور رضايي و گل محمدي کار خودشون رو مي کنند و در واقع .. به تيم - تيم شد دو نفر که نکونام و تيموريان هستند که وسط زمين سگ دو مي زنند

در زايشگاه پدر بچه به خانم پرستار گفت : به نظرم اين بچه خيلي شبيه من است. پرستار گفت : اشکالي نداره بچه ها همه شون اولش خيلي زشت و بد ترکيب هستند. 

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 16:27 |
خبر جديد رو شنيديد؟ رشتيهاي تك پدر از سربازي معاف شدن


  تورکه دكتر بوده، ميخواسته به يك زنه آمپول بزنه. زنه ازين شليته‌هاي لايه لايه پاش بوده، هرچي غضنفر دامناش رو بالا ميزده، تموم نميشده. آخر غضنفر شاكي‌ميشه به زنه ميگه: ببخشيد خانم، كون شما صفحه چنده؟

 به يه رشتيه ميگن: خانمت با پنج تا مرد سبيل كلفت سوار يه پيكان بودن داشتن تو يه سر بالايي ميرفتن. رشتيه ميگه: بابا ايوالله! اين پيكاناي سري جديد عجب موتوري دارند!

غضنفر تو آتش سوزي مي ميره :‌ پزشكها مي گن : علت مرگ ۱۰٪ سوختگش ۹۰٪ كوفتگي. مي رن تحقيق مي كنن مي بينن :‌ دوستاش با بيل آتيشو خاموش كردن

 به غضنفر ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو؟ ميگه مامانتو

ایران خودرو با شعار فردای بهتر اعلام کرد پژو ۴۰۵ بدون ایر بگ بدون ایمنی آماده آتش سوزی بی دلیل بهترین هدیه برای همسر دلبندتان برای شب   عید

يه خبر خوب . اگه 2 روز ديگه صبر كني تو هم مي توني برقصي . البوم جديد اندي تا پس فردا به بازار مي  یاد : مونگولا بايد برقصند 




 

+ نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 11:9 |



گاو سرما می خوره به جای شیر بستنی میده!



يه بار يه ديوونه دنبال رئيس بيمارستان مي کنه. خلاصه رئيس بيمارستان رو تو يه بن بست گير مياره. رئيس بيمارستان با ترس مي گه از جون من چي مي خواي؟
ديوونه هه مي ره با دست بهش مي زنه مي گه حالا تو گرگي!


به تركه ميگن چرا خودترو به سپر ماشين ميمالي مگه مي خوام اوقات فراغتم سپري بشه!


به ترکه ميگن: چرا از حموم مياي بيرون خيس نيستي؟ ميگه: آخه با چتر ميرم!


به  ترکه ميگن فرق لامپ با مهتابي چيه؟ ميگه لامپ گرده ولي نور ميده. مهتابي درازه ولي نور ميده!

+ نوشته شده توسط محمدرضا در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 15:58 |

ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است

----------------------------------------------

سوال بينش كنكور امسال: چه کسی میتواند دایی را تعویض کند؟ 1- خداوند 2- رهبر 3- اراده ملت 4- هیچکدام

---------------------------------------------------- 

عشق با روح شقايق زيباست عشق با حسرت عاشق زيباست عشق با نبض دقايق زيباست عشق با حسرت ديدار تو بودن زيباست

----------------------------------------------------

 به دريا بنگرم، دريا تو بينم. به صحرا بنگرم، صحرا تو بينم. نميدونم چه كس بر عينكم ريد، كه هر جا بنگرم آنجا تو ‌‍بينم

----------------------------------------------------

بيچاره مردا: وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانشونو مي پرسن. وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي. وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش

----------------------------------------------------

تبليغات کرم موبر : قبل از مصرف : ميرزا کوچک خان بعد از مصرف : ديويد بکهام مصرف نادرست : رفسنجاني

----------------------------------------------

یه روز یه بچه  شبه کریسمس دعا می کنه که بابا نوئل برام  یه برادر بفرست بابا نوئل هم پیغام میده مامانتو برام بفرست

--------------------------------------

+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه چهارم مهر 1386 و ساعت 16:48 |

 آگهی ازدواج : خانومی هستم تحصیل کرده ، زیبا ، با موهای مشکی و بلند ، چشم های مشکی

اندامی مناسب و سکسی ، کمری باریک ، کاملا معاشرتی ، دارای اپارتمان و ماشین اخرین مدل

وضع مالی عالی ، که حاضر به ازدواج با هیچ مردی نیستم ...... فقط آگهی دادم دلتون بسوزه


سخت ترین سوال کنکور :

در کدام گزینه قلمراد داره  می خنده ؟

1)      he he he he

2)      He He HeHe

3)      He he He he

4)      he He he He


یه ماکسیما 85 رنگ مشکی به شماره 79285 تهران 14 با 4 حلقه لاستیک  پهن سیستم صوتی کامل رینگ اسپورت و 10 ماه بیمه تو کونت ....


امروز داشتم از جلوی گلفروشی رد میشدم دیدم  قشنگترین گل دنیا نیست .... نگران شدم .......

اس ام اس  دادم بگم گوسفند برای چه خوردیش ..؟؟!!


+ نوشته شده توسط محمدرضا در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 11:10 |

 

خودم را ساخته ام تا بگويم آنچه را باخته ام ، فراموش كرده ام . زندگي ام را به پاي كسي گذاشتم كه دوستش مي داشتم ولي او هيچ وقت مرا دوست نداشت و چگونه دوستش بدارم آگاه از اين كه هرگز برايش اهميتي ندارم ، به او حق مي دهم شايد او هم مانند من يكي را دوست داشته است... حال از خود مي پرسم : او را براي هميشه دوست خواهم داشت؟ افسوس كه چنين نخواهد بود! او را فراموش كرده ام . من زماني به خود نگريستم كه ديگر سينه ام شكافته ، قلبم فسرده و روحم سپرده شده بود . بايد صبر مي كردم تا زخم سينه ام با نمك خوب شود ، با قلبم چه كار مي كردم براي گرم شدن در آفتاب گذاشتمش اما آتش گرفت ، چاره اي نداشتم نيمي از خاكستر قلب سوخته ام را به آب و نيم ديگر را به خاك سپردم و به يادم ماند كه روحم ، روحم ، روح من هيچ موقع ، هيچ وقت و هيچ زماني از او جدا نشد . يادگار او سوالي است بي انتها : آيا صبر كنم بر او كه بر من صبر نكرد ؟

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 11:11 |

daydreaming - New! رييس جمهور کشورمان در سال 1354 در تيم فوتبال دانشگاه علم وصنعتdrooling 

+ نوشته شده توسط محمدرضا در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 15:8 |
   ازعرش صدای ربنا می آید

                                                    اوای خوش خدا  خدا می آید

   فریاد که درهای بهشت باز کنید

                                                   مهمان خدا سوی خدا می آید

 

               حلول ماه رمضان بر همه ی مسلمانان مبارک

                                                  

                                                       التماس دعا            

+ نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 15:44 |
هیس همه خوابند

+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 16:1 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 13:23 |

+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 10:54 |